رشتیه در خونش میزنه ورود افراد 18 سال به پایین ممنوع
میگن چرا اینو زدی
میگه ناموسمه بچه بازی که نیست
رشتیه شب میره خونه میبینه داداشش افتاد رو زن رشتیه و مشغوله!
بلندش می کنه و یه سیلی می خوابونه رو گوشش و میگه : پدر سگ تو مگه چند سالته که سیگار می کشی!!!
يه روز دخترهاي رشتي كنار هم نشسته بودند كه يكي از انها گفت كه شنيديد كه در تهران كسي به نام خفاش شب مي ايدكه هر شب دختران را مي دزدند يكي از انها گفت هر چه امكانات هست فقط در تهران هست؟
رشتیه میره قزوین، قزوینیا دنبالش میكنن كه ترتیبشو بدن. رشتیه از این كوچه به اون كوچه فرار میكنه تا میرسه به یه بن بست. با خودش میگه حالا چه گهی بخورم؟! كه یه دفعه یاد سریال امام علی میفته، میگه: ها! منم مثل عمر و عاص لخت میشم و نجات پیدا میكنم. سریع لخت میشه و قزوینیا هم كه همینو میخواستن میگیرن ترتیبش رو میدن! رشتیه با بدبختی بلند میشه با آه و ناله میگه: آی! پدر سوخته این صدا و سیما اونقدر سانسور می كنه كه آدم نمی فهمه آخر فیلم چی میشه!!!!
رشتيه ميگن پارسال واسه تولد زنت کادو چي بهش دادي؟؟ ميگه:بردمش کيش ...! ميگن بابا دمت گرم امسال چي کار مي خواي بکني؟؟ ميگه:هيچي ديگه ميرم که بيارمش.
رشتيه زنش زايمان ميکنه با دستهگل ميره بيمارستان ميگه : مادر شدنت مبارک زنش ميگه : ممنون اميدوارم تو هم يه روز پدر بشي
طبق معمول جکهای رشتی :یه روز رشتیه میاد خونه میبینه زنش لخته میره تو حموم رو میگرده میبینه هیچکی نیست میرده دستشویی میبینه هیچکی نیست زیر تخت تو کمد این ور اون ور ... خلاصه میبینه هیچکی نیست یه دفعه میگه ااااه بابا جوک رو خراب کردی!!!
از زن رشتیه میپرسن: شما موقع عشقبازی با شوهرتون صحبت میکنید؟ میگه: اگه زنگ بزنه، خوب آره!
رشتیه میره خونه، میبینه زنش یه ساعت طلا دستشه، میگه:خانم جان، اینو از کجا اوردی؟! زنه میگه: یه ساعت دادم یه ساعت گرفتم!!!
دخترِ رشتیه میره پیش مامانش میگه: مامانجون چه گردنبند خوشگلی داری، اینو بابام برات خریده؟! زنه میگه: من اگه به امید بابات بودم، الان تو رو هم نداشتم!!!
