يه روز يه خانومه داشته با اتوبوس مسافرت ميكرده خانومه يه باد ازش ول ميشه وهمه نگاه ميكنن يه لره جلوتر نشسته بوده وجريانرا كه ميبينه مگيه ببخشيد من بودم وميشينه بعد از چند دقيقه خانومه ازش تشكر ميكنه وميگه شما آبرويه من را خريديد اين آدرس منه شوهرم ريس فلان كارخانه ست ميگم اگه خواستي يه كارخوب بهت بده لره كه بيكار بود يهو خوشحال ميشه وبلند ميشه وميگه آقايون خانوما از اينجا به بعد هر چي اين خانوم گوزيد پا ي حساب من
لره مياد تهران ميبينه همه آستين کوتاه پوشيدن، ميگه: عجب، پس اينا دماغشونو با چي پاک ميکنن؟
به لره ميگن: با بيد جمله بساز. ميگه: در خانه ما يك بيد بيد! ميگن: اون بيد نيست، بوده. ميگه: آهان باشه، در خانه ما يك بود بيد
يك روز يه لر مي گوزد كمرش رگ به رگ مي شود
لره به تركه ميگه: نميدونم چرا از س_س سير نميشم، تركه ميگه: بزار لاي بربري سير ميشي
لره میره جهنم بهش میگن ۵۳/۴۸۳ رکعت نماز بدهکاری! میگه : ۴۸۳ رکعت قبول ولی اون ۵۳صدم واسه چیه ؟ میگن به خاطر کوسینوس زاویه انحراف از قبله هست
يه روز يه لر مي ره مخابرات وقتي نوبتش مي شه مسئول مي گه كه لر بره كابين آخر . بعد از كابين آخر دستشويي بوده لره مي ره تو دستشويي دسته سيفون رو به جاي گوشي مي گيره ميگه الو بوآ بوت مياد ولي صدات نمياد
لره توی اتوبوسِ تهران-خرمآباد نشسته بوده، میره به راننده میگه: آقای راننده واسه کی داری رانندگی می کنی؟! اینا همه خوابن!!
یارو کرده داشته شلوارشو تو رودخونه میشسته یه دفعه آب شلوارشو میبره میگه حیف اون همه گوز که من تو اون شلوار دادم
لره می ره دزدی تفنگشو می زاره پشت گردن یارو می گه : پولارو می دی یا با لگد بزنم تو ک...نت ؟؟
