كشتي همينطوري راهشو ادامه ميداد كه دوباره رسيدن به يه سري دزد دريايي ديگه! باز دوباره ناخدا گفت واسه جنگ آماده بشينو اون پيراهن قرمز منم بيارين تنم كنم!! خلاصه، زدن دخل اين يكي دزدا رو هم آوردنو باز به راهشون ادامه دادن.
يكي از ملوانا كه كنجكاو شده بود از ناخدا پرسيد: ناخدا، چرا هر دفعه كه جنگ ميشه پيراهن قرمزتو ميپوشي؟ ناخدا ميگه: خوب براي اينكه توي نبرد وقتي زخمي ميشم، پيراهن قرمزم نميذاره خدمه زخماي منو خونريزيمو ببينن در نتيجه روحيهشون حفظ ميشه و جنگ رو ميبريم.
خلاصه، همينطوري كه داشتن ميرفتن، يهو 10 تا كشتي خيلي بزرگ دزداي دريايي رو كه كلي توپ و تفنگ و موشكو تير كمونو اكليل سرنج و از اين چيزا داشتن ميبينن. ناخداهه كه ميبينه اين دفعه كار يه كم مشكله، داد ميزنه: خدمه سريع براي نبرد آماده بشين ضمنا پيراهن قرمز منو با شلوار قهوهايم بيارين!!
شركت در اين جشن براي عموم آزاد است
در راستاي حل مشكلات جوانان ازدواج موقت بر آن شديم تا جهت اشاعه فرهنگ ازدواج موقت ، اقدام به درج آگهي هاي همسر موقت يابي عده اي از مشتاقان به اين امر كه براي ما ارسال شده است نماييم . با اميد خوشبختي براي همه شما عزيزان
يك نمايشگاه دار اتومبيل
مشخصات همسرموقت مورد علاقه : رنگ پوست سفيد يخچالي ، رنگ چشم مشكي متاليك ، قد شاسي بلند ، رنگ مو بژ !! بدون رنگ شدگي
يك دامپرور
مشخصات همسرموقت مورد علاقه : چاق و سنگين ، رنگ چشم ميشي ، نوع مو فرفري
يك قصاب
مشخصات همسرموقت مورد علاقه : جيييييييييييگر
صدای زنگ تلفن - دخترک گوشی رو بر میداره
- سلام . کیه؟
- سلام دختر خوشگلم منم بابایی! مامانی خونه است؟ گوشی رو بده بهش!
- نمیشه!
- چرا؟
- چون با عمو حسن رفتن تو اطاق خواب طبقه بالا در رو هم رو خودشون بستن!
...
سکوت
...
- بابایی ما که عمو حسن نداریم!
- چرا داریم. الآن پهلو مامانه.
- ببین عزیزم. اینکاری که میگم بکن. برو بزن به در و بگو بابا اومده خونه!
- چشم بابا!
...
...
چند دقیقه بعد
...
- بابا جون گفتم.
- خوب چی شد؟
- هیچی. همینکه گفتم یهو صدای جیغ مامانم اومد بعد با عجله از اطاق اومد بیرون همینطور که از پله ها میدوید هول شد پاش سر خورد با کله اومد پایین. نمیدونم چرا تکون نمیخوره دیگه؟
- خوب عمو حسن چی؟
- عمو حسن از پنجره پرید توی استخر. ولی پریروز آب استخر رو خودت خالی کرده بودی یک صدای بامزه ای داد نگو! هنوز همونتو خوابیده!
- استخر؟ کدوم استخر؟ ببینم شماره 9999999 نیست؟
- نه!
- ببخشین مثل اینکه اشتباه گرفتم!!!!
میدونی شماره یه دختر ایده ال برای پسر ها چنده ؟ ۶۰۷۰۹۰۲۰۰ می دونی چرا ؟ ۶۰ : دور کـمر ۷۰ : سایز سـو.تین ۹۰ : دور سـینه ۲۰ : سن ۰ : آی کیو !
آخونده داشته ترتيب يك بدبختي رو ميداده، يهو منكرات ميريزن، ميبرنشون دادگاه ويژه روحانيت. خلاصه دادگاه تشكيل ميشه و آخري قاضيه حكم ميكنه كه آخونده بايد بيست ضربه شلاق بخوره، اونيكي صد و بيست ضربه! اون بدبختي كه كونش گذاشته شده بوده شاكي ميشه، ميگه: حاج آقا! اين مرتيكه ترتيب مارو داده، چرا من بايد شيش برابر شلاق بخورم؟! قاضيه ميگه: حكم تو بيست ضربش مال عمل لواطه، صد ضربش بخاطرِ پشت كردن به روحانيت
رشتيه داشته با پسرش از يك دهي رد ميشده، پسرش ازش ميپرسه: باباجون، چرا اين آقاهه داره پستوناي اين گاوه رو ميماله؟!
رشتيه ميگه: واسه اينكه اين آقا ميخواد اين گاوو بخره، ميخواد مطمئن شه كه مريض نيست.
پسره يهو هول ميكنه، ميگه: ااا…بابايي… يعني اكبرآقا هم ميخواد مامانو بخره؟!
بچهه با باباش مي ره حموم يه دفعه صابون زير پاش مي مونه و مياد با مخ بخوره زمين که از معامله بابش مي گيره و نمي خوره زمين باباش مي گه خوبه با من اومدي حموم، وگرنه اگه با مامانت بودي که ضربه مغزي مي شدی.
ارسال آف تكراري حرام ميباشد و كفاره آن آموزش منطق به 60 ترک . آموزش غيرت به 60 رشتي و 60 بار شركت در نمازجمعه قزوين ميباشد
به علت تردد زیاد علما در حوزه علمیه قم از این به بعد طرح سیاه و سفید عمامه اجرا میشود
پيام ************* به زهره: "صحنه را ديدم. از اينکه دل مردم ايران را شاد کردي از تو متشکرم. اميدوارم هميشه موفق باشي ))
جشنواره فيلم تخيلي رشت : ?) زن باوفا ?) شب هاي بي اصغر آقا ?) خوش غيرت ?) حلال زاده
دعای هنگام طلاق: یارب این دلبر سپید رو که سپردی به منش * بس که گوه بود سپردم به ننش
یارو ميره خواستگاري، پدر عروس ميپرسه: شما خونه داريد؟ تركه ميگه: والله خونه كه نه، ولي بروبچهها مكان زياد دارن!
اگه علي دايي دکتر مي شد چه چيز جديدي کشف مي کرد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
1) يک روش براي قدم زدن روي اعصاب يه ملت
2) داروي طول عمر زياد
3) رابطه ي ابرو با کمر درد
4) تمام گزينه ها
عربه زنشو براي زايمان برده بوده بيمارستان.بعد ار يه مدت يه پرستاره اروم مياد ميگه:يه خبر بدي براتون دارم.متاسفانه بچه عقب افتادست! عربه ميگه: ولک شيشتاشون از جلو افتادن هيچ گهي نشدن. بزار اين هفتمي از عقب بيوفته شايد يه گهي شد !
اگه مردونگي مرده اگه رفاقت رنگ باخته اگه عشق ديگه معنا نداره اگه دنيا پر نامرديه اگه ارامش ديگه خواب و روياست به تو چه؟
ترکه تو انتخابات کانديد مي شه 3 تا راي مي ياره . شب مي ره خونه خانومش يکي مي خوابونه تو گوشش مي گه: مي دونستم پاي يه زن ديگم وسطه !
ترکه می ره دزدی تفنگشو می گیره پشت گردن یارو می گه تکون بخوری با لگد می زنمت !
معلم از بچه ها پرسيد: در آينده ميخواهيد چه كاره شويد؟ احمد: من ميخوام ناخدا بشم. رامين: من ميخوام دكتر بشم. سارا: من ميخوام يه مادر خوب بشم. رضا: من ميخوام به سارا كمك كنم !
گفت بخواب، خوابيدم. گفت وا كن، وا كردم. درد داشت، تحمل كردم. وقتي كارش تموم شد خون اومد. ترسيدم. آخه اين اولين بار بود كه دندونم رو ميكشيدم !
تو شيراز مادر رو از دختر نميشه تشخيص داد تو اصفهان گدا رو از پولدار تو تهران دخترو از پسر !
ترکه ريش پروفسري ميزاره ميره تو جنگل شيره ميخوردش و ميگه عجب بزي بود مزه خر مي داد !
رشتیه به مامانش می گه برام یه زنه ایدزی بگیر می خوام حال رفیقامو بگیرم ...
به يكي ميگن شما چطوري شخصيت خودتونو نشون ميدي . ميگه با ارائه بليط !
زنی بدون اطلاع شوهرش در اتاق کناری داشته با یه مرده ....
مرده مشغول میشه و ... رو میکشه روی ... اش و شروع میکنه ، مرده از جنس ... خوشش میاد از زنه می پرسه این ... مارکش چیه ؟
زنه توی همون حال داد میزنه حمیـــــــــــــــــــد ، شوهره میگه تـبـرکـه !!
يه روز يه مرد تلويزيون رنگي دستش بود داشت رد ميشود به مردم تو خيابان گفت كنار كنار رنگي نشيد !!
به يه تركه مي گن چرا ميري سربازي ، ميگه والا فقط به خاطر مرخصي هاش
تركه مي ره ورزشگاه يه موج مكزيكي مياد غرق مي شه
يه تركه ميره در يخچال رو باز ميكنه ميبينه ژله توي يخچال داره ميلرزه. ميگه نترس اومدم آب بخورم!
تركه رستوران ميزنه، رو درش مينويسه: وقت نهار و نماز تعطيل است !!
مي دونين تفاوت شهرداري با صدا و سيما چيه؟...اولي آشغال جمع مي کنه ..دومي آشغال پخش مي کنه!!
ترکه به مادرش میگه : ننه اگه تو به دنیا نمیومدی من بدون ننه میشدما !!!
بزرگترين دشمن بشر پوله پول.... هر چي دشمن داري بده به من و خودتو خلاص كن.
بچه گربه از مامانش ميپرسه: مامان، باباي من كيه؟ مامانش ميگه: نميدونم عزيزم، من سرم تو سطل آشغال بود!
بي چاره مردا: وقتي به دنيا مي يان همه حال مامانش را مي پرسن. وقتي ازدواج مي کنن همه مي گن چه عروس خوشگلي. وقتي مي ميرن همه مي گن بيچاره زنش
پسر يك دايناسور پدر و مادرش ميرن بيرون،فوراً ميره به دوست دخترش ميگه بيا بريم خونه ما.ولي دختره نازه ميكنه و ميگه نه بده ... من نميام...،
پسر آخر ناراحت ميشه آخر ميگه:"اه،ببين همين كار ها را كردي كه نسل مون ورافتاد !!!
